آتش آن نیست که از شعله او خندد شمع ، آتش آن است که در خرمن پروانه زدند
Sunday, February 27, 2011
سفری درراه است ...
سفری درراه است ...
چمدان در راه است کوچه ها منتظرند سفری باید کرد، به ته واژه ی عشق به گذرگاه سلوک نگاه باران لحظه ها در گذرند، ابرها میشمرند ثانیه ها را وقت تنگ است و زمان مشغله دار من که رفتم ! تو بگو با مهتاب ... پشت سر آب نریزد که من قصد برگشت ندارم به زمین!
No comments:
Post a Comment